استعلام :
در پروندههای حوادث ناشی از کار که طرفین در وجود رابطه کارگری و کارفرمایی اختلاف دارند و شاکی ادعای کارگری برای متهم و در مقابل کارفرما نیز ادعای پیمانکاری وی را مینماید، در صورت تردید، آیا اصل بر وجود رابطه کارگری و کارفرمایی است یا بر نبود این رابطه؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
با توجه به مواد 2، 3، 7، 10 و 13 قانون کار مصوب 1369 در تعریف کارگر، کارفرما، قرارداد کار و محتویات آن و نیز مقررات مربوط به مقاطعهکاری، قرارداد کار متفاوت از قرارداد پیمانکاری (مقاطعهکاری) است و مهمترین جهات تفکیک عبارت است از: 1- این دو نوع قرارداد از لحاظ نوع تعهد متفاوتند؛ کارگر نیروی کار خود را به دیگری واگذار میکند، اما پیمانکار نتیجه کار را تعهد میکند و به همین لحاظ، کارگر همواره شخص حقیقی است، اما پیمانکار میتواند شخص حقوقی نیز باشد. همچنین، تعهد کارگر همواره جنبه شخصی دارد و شخصیت کارگر علت عمده قرارداد کار است و لذا قابل واگذاری به غیر نیست و با فوت و از کار افتادگی وی، قرارداد کار منحل میشود، اما تعهد پیمانکار جز در مواردی که در قرارداد تصریح میشود و یا عرفاً به منزله تصریح در قرارداد است، جنبه شخصی ندارد و علیالاصول قابل واگذاری به غیر (پیمانکار فرعی) است و پیمانکار برای انجام کار میتواند کارگر استخدام کند و با فوت پیمانکار، تعهد وی علیالاصول به ورثه منتقل میشود. 2- این دو قرارداد از نظر وضعیت مالی نیز متفاوتند؛ کارگر در مقابل دریافت مزد یا حقوق، کاری را برای کارفرما انجام میدهد، اما قرارداد پیمانکاری لزوماً نباید معوض باشد و در صورت وجود عوض نیز، مادی بودن عوض شرط نیست. 3- این دو قرارداد از نظر نحوه نظارت و اجرا متفاوتند؛ کارگر تحت امر و نظارت کارفرما کار انجام میدهد و نظارت کارفرما بر کارگر میتواند جنبه فنی (تخصصی) یا سازمانی (اداری) داشته باشد؛ لیکن رابطه طرفین قرارداد پیمانکاری موازی است و مقاطعهدهنده صرفاً خط مشی کلی کار و نتیجه مورد نظر را تعیین میکند و در خصوص نحوه انجام کار و راههای وصول نتیجه مداخله¬ای ندارد و پیمانکار از این حیث از استقلال برخوردار است. از این رو گفته میشود کارگر به حساب کارفرما کار میکند، ولی پیمانکار به حساب خود؛ بنابراین، هر یک از معیارهای یادشده، میتواند در اثبات رابطه کارگری و کارفرمایی یا قرارداد پیمانکاری مورد توجه مرجع رسیدگی کننده به موضوع قرار گیرد و احراز موضوع و تشخیص مصداق برعهده این مرجع است. ضمناً یادآور میشود مطابق ماده 87 آییننامه آیین دادرسی کار مصوب 7/11/1391 که اجرای مقررات ماده 164 قانون کار مصوب 1369 به تصویب وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی رسیده و در مراجع حل اختلاف کار لازمالرعایه است، ارائه دلایل و مدارک بر وجود رابطه کار میان طرفین بر عهده کارگر است و مرجع رسیدگیکننده با لحاظ مستندات ابرازی، شمول مقررات قانون کار را بررسی میکند؛ شایسته ذکر است در فرضی که مستندات ابرازی وجود رابطه کاری میان طرفین را اثبات کند، ولی کارفرما مدعی باشد رابطه فیمابین، رابطه کارگر و کارفرما نبوده و مشمول مقررات قانون کار نمیباشد، باید مدعای خود را اثبات کند.
برچسبها: رابطه کارگری و کارفرمایی , شاکی ادعای کارگری , دعوای چک تضمیمنی پیمانکار , اقامة دعوای چک تضمین
استعلام :
در پروندههای حوادث ناشی از کار که طرفین در وجود رابطه کارگری و کارفرمایی اختلاف دارند و شاکی ادعای کارگری برای متهم و در مقابل کارفرما نیز ادعای پیمانکاری وی را مینماید، در صورت تردید، آیا اصل بر وجود رابطه کارگری و کارفرمایی است یا بر نبود این رابطه؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
با توجه به مواد 2، 3، 7، 10 و 13 قانون کار مصوب 1369 در تعریف کارگر، کارفرما، قرارداد کار و محتویات آن و نیز مقررات مربوط به مقاطعهکاری، قرارداد کار متفاوت از قرارداد پیمانکاری (مقاطعهکاری) است و مهمترین جهات تفکیک عبارت است از: 1- این دو نوع قرارداد از لحاظ نوع تعهد متفاوتند؛ کارگر نیروی کار خود را به دیگری واگذار میکند، اما پیمانکار نتیجه کار را تعهد میکند و به همین لحاظ، کارگر همواره شخص حقیقی است، اما پیمانکار میتواند شخص حقوقی نیز باشد. همچنین، تعهد کارگر همواره جنبه شخصی دارد و شخصیت کارگر علت عمده قرارداد کار است و لذا قابل واگذاری به غیر نیست و با فوت و از کار افتادگی وی، قرارداد کار منحل میشود، اما تعهد پیمانکار جز در مواردی که در قرارداد تصریح میشود و یا عرفاً به منزله تصریح در قرارداد است، جنبه شخصی ندارد و علیالاصول قابل واگذاری به غیر (پیمانکار فرعی) است و پیمانکار برای انجام کار میتواند کارگر استخدام کند و با فوت پیمانکار، تعهد وی علیالاصول به ورثه منتقل میشود. 2- این دو قرارداد از نظر وضعیت مالی نیز متفاوتند؛ کارگر در مقابل دریافت مزد یا حقوق، کاری را برای کارفرما انجام میدهد، اما قرارداد پیمانکاری لزوماً نباید معوض باشد و در صورت وجود عوض نیز، مادی بودن عوض شرط نیست. 3- این دو قرارداد از نظر نحوه نظارت و اجرا متفاوتند؛ کارگر تحت امر و نظارت کارفرما کار انجام میدهد و نظارت کارفرما بر کارگر میتواند جنبه فنی (تخصصی) یا سازمانی (اداری) داشته باشد؛ لیکن رابطه طرفین قرارداد پیمانکاری موازی است و مقاطعهدهنده صرفاً خط مشی کلی کار و نتیجه مورد نظر را تعیین میکند و در خصوص نحوه انجام کار و راههای وصول نتیجه مداخله¬ای ندارد و پیمانکار از این حیث از استقلال برخوردار است. از این رو گفته میشود کارگر به حساب کارفرما کار میکند، ولی پیمانکار به حساب خود؛ بنابراین، هر یک از معیارهای یادشده، میتواند در اثبات رابطه کارگری و کارفرمایی یا قرارداد پیمانکاری مورد توجه مرجع رسیدگی کننده به موضوع قرار گیرد و احراز موضوع و تشخیص مصداق برعهده این مرجع است. ضمناً یادآور میشود مطابق ماده 87 آییننامه آیین دادرسی کار مصوب 7/11/1391 که اجرای مقررات ماده 164 قانون کار مصوب 1369 به تصویب وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی رسیده و در مراجع حل اختلاف کار لازمالرعایه است، ارائه دلایل و مدارک بر وجود رابطه کار میان طرفین بر عهده کارگر است و مرجع رسیدگیکننده با لحاظ مستندات ابرازی، شمول مقررات قانون کار را بررسی میکند؛ شایسته ذکر است در فرضی که مستندات ابرازی وجود رابطه کاری میان طرفین را اثبات کند، ولی کارفرما مدعی باشد رابطه فیمابین، رابطه کارگر و کارفرما نبوده و مشمول مقررات قانون کار نمیباشد، باید مدعای خود را اثبات کند.
برچسبها: رابطه کارگری و کارفرمایی , متفاوت از قرارداد پیمانکاری , اعمال پیمانکار ساختمانی , روابط بین مالک وپیمانکار
استعلام :
چنانچه مستحضرمی باشید ماده 457 قانون آیین دادرسی در امور مدنی مقرر داشته است ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی به داوری پس از تصویب هیئت وزیران و اطلاع مجلس شورای اسلامی صورت می گیرد از طرفی طبق ماده 53 شرایط عمومی پیمان که حاکم بر قراردادها می باشد گاهی دو ارگان دولتی با سهام صد درصد دولتی اقدام به تنظیم قرارداد با شرکتها می کنند و به هنگام اختلاف طرف قرارداد به استناد ماده 53 مذکور به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور مراجعه و سازمان مذکور مبادرت به صدور رأی نموده و رأی خود را نیز قطعی و لازم الاجراء اعلام می کند . سؤال: 1- آیا با توجه به ماده 457 قانون آیین دادرسی در امور مدنی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور می تواند به عنوان مرجع حل اختلاف بین دولت و دیگران مبادرت به رسیدگی و صدور رأی نماید؟ 2- آیا ر]أی مرجع مذکور قطعی و لازم الاجرا است؟ به این معنی است که حتی در دادگاه قابل رسیدگی است یا خیر؟ مقصود آن است که در سازمان مدیریت و برنامه ریزی مرجع تجدید نظر برای آن رأی پیش بینی نشده است؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
1-چنانچه طرفین در قرارداد منعقده توافق کرده باشند که بر اساس شرایط عمومی پیمان عمل کنند ملزم به حل اختلاف طبق بند ج ماده 53 شرایط مذکوراند و دادگاه باید قرار عدم استماع دعوا صادر نماید. 2-رأی داوری که بر اساس تبصره ماده 53 شرایط عمومی پیمان صادر می¬شود، به مانند سایر آرای داوری قابل اعتراض و ابطال در دادگاههای عمومی دادگستری است و مصوبه شماره 5005/ ت 28591 ه-12/3/1382 هیأت وزیران و شرایط عمومی پیمان نافی صلاحیت عام مراجع دادگستری برابر اصل 159 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در رسیدگی به دعاوی ابطال رأی داوری شورای عالی فنی موضوع ماده 53 صدرالذکر نمی¬باشد.
برچسبها: اساس شرایط عمومی پیمان , پیمان حاکم بر قرارداد , وکالت در دعاوی پیمانکاری , محکومیت پیمانکار به پرداخت
استعلام :
در تعدادی از پرونده های مطرح شده در مقطعی برخی بانکهای دولتی برای حراست با هماهنگی نیروی انتظامی و معرفی افرادی بیشتر بسیجیان از سوی نیروی انتظامی به بانک که برخی از آنها به سلاح نیز تجهیز شده اند در ازای حراست از بانک حق الزحمه ای نیز از سوی بانک تحت عنوان مساعده پاداش و غیره به آنها پرداخت شده و پس از اعلام عدم نیاز بانک این افراد به اداره کار مراجعه و هیاتهای تشخیص و حل اختلاف اداره کار بانکها را به پرداخت حقوق و مزایا طبق قانون کار محکوم کرده است بفرمائید آیا این موارد مشمول قانون کار بوده و باید آن را رابطه کارگر و کارفرمایی تلقی کرد؟ آیا درصورت تلقی استمراری بودن نوع این کارها حکم به بازگشت آنان به کار صحیح است؟ در صورتی که بانک خصوصی باشد وضعیت چگونه خواهد بود؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
1- نظریه اکثریت: با توجه به ماده 2 قانون کار مصوب 1369 که طی آن کارگر را کسی دانسته است که به هر عنوان به دستور کارفرما در قبال دریافت حقالسعی اعم از حقوق، مزد و مزایا، کار میکند؛ بنابراین در فرض استعلام اگر افراد معرفی شده از سوی نیروی انتظامی به درخواست بانک و تحت نظارت آن در قبال دریافت حقالزحمه کار کردهاند، کارگر محسوب و با لحاظ مواد 7 و 188 قانون فوقالذکر، مشمول مقررات این قانون میباشند. با این وجود، تشخیص شمول یا عدم شمول مقررات قانون کار نسبت به افراد مذکور در فرض استعلام، حسب مورد با توجه به شرایط خاص حاکم بر هر قضیه و از جمله پیمانکاری یا غیرپیمانکاری بودن و مجوزهای بکارگیری و چگونگی انجام کار و شرایط آن و نیز وضعیت حقوقی اشخاص انجامدهنده خدمت با توجه به مواد 157 و 188 قانون کار مصوب 1369 در صلاحیت مراجع حل اختلاف کار است. 2- در صورت تشخیص شمول مقررات قانون کار نسبت به افراد مذکور در استعلام و غیرموقت بودن قرارداد کار مربوطه و فقدان مانع قانونی در ادامه خدمت این افراد، صدور حکم به بازگشت به کار ایشان از سوی مرجع حل اختلاف کار فاقد اشکال قانونی است. 3- هرچند با توجه به مواد 2، 3 و 188 قانون کار مصوب 1369، بانکهای خصوصی مشمول قانون کار هستند اما در هر صورت در فرض استعلام در خصوص بانکهای یاد شده نیز پاسخ مطابق بندهای 1 و 2 پاسخ فوقالذکر است.
برچسبها: موادشرايط عمومي پيمان , وکالت در دعاوی پیمانکاری , محکومیت پیمانکار به پرداخت
استعلام :
در فرضي كه پيمانكار به اميد انعقاد قرارداد با صرف هزينه خدماتي براي يك شركت صددرصد دولتي انجام داده لكن قرارداد منعقد نشده است آيا موضوع مشمول ماده 92 قانون محاسبات عمومي است؟ اگر پاسخ منفي باشد، رسيدگي به اختلاف در صلاحيت كدام مرجع قانوني است؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
موضوع استعلام منصرف از ماده 92 قانون محاسبات عمومي مصوب 1366 است و اتخاذ تصميم درخصوص آن در صلاحيت مراجع قضايي ذيصلاح ميباشد.
برچسبها: ماده 92 قانون محاسبات , دعوای پیمانکار علیه شرکت , تاخیرات کارفرما درقبال پیمانکار , مطالبه خسارات تاخیرات کارفرما
استعلام :
قانونگذار در مواد 45 الی 48 آییننامه مالی شهرداری اموال شهرداری اعم از منقول و غیر منقول را به دو دسته تقسیم نموده است 1-اموال عمومی 2-اموال اختصاصی . اموال عمومی را اموالی دانسته است که متعلق به شهر بوده و برای استفاده عموم اختصاص یافته است و اموال اختصاصی اموالی است که شهرداری حق تصرف مالکانه نسبت به آنها را دارد همچنین ماده 47 آییننامه شهرداریها مکلف نموده که کلیه اموال غیر منقول شهرداری را طبق مقررات ثبت املاک به ثبت برساند بر اساس مواد ذکر شده شهرداری دارای اموال اختصاصی بوده که با رعایت مفاد آییننامه مالی شهرداری و قانون تشکیلات و وظایف شورای اسلامی شهر حق هر گونه اقدام مالکانه به عنوان مثال فروش- اجاره را خواهد داشت قانونگذار در ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی ارجاع به داوری در خصوص اموال عمومی و دولتی را موکول به تصویب هیات وزیران و اطلاع رسانی مجلس شورای اسلامی دانسته است و برابر ماده 20 آییننامه مقررات مالی شهرداری اصلاحی 19/11/1390 هیات وزیران، شورای اسلامی شهر میتواند اختلافات شهرداری با پیمانکاران را از طریق سازش یا داوری حل و فصل نماید اما مشاهده شده که مراجع محترم قضایی در بحث ارجاع به داوری در خصوص اموال اختصاصی شهرداری، همانند اموال عمومی پس از اخذ مصوبه هیات وزیران و اطلاع رسانی مجلس مجاز میدانند در حالی که ماده 457 یاد شده در بحث اموال عمومی بوده و تعریف اموال عمومی نیز مشخص میباشد لذا خواهشمند است اعلام گردد آیا شهرداریها میتوانند در قرار دادهای خود در خصوص اموال اختصاصی (همانند کارخانه آسفالت - جایگاه بتن آماده) را به داوری ارجاع دهند و ارجاع به داوری میبایست پس از اخذ مصوبه هیات وزیران صورت گیرد./ع
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
«اموال عمومی» مذکور در ماده 45 آیین نامه مالی شهرداری مصوب 1346 متفاوت از «اموال عمومی» مذکور در اصل یکصد و سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1358 و ماده 457 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 است و «اموال عمومی» مذکور در قوانین اخیرالذکر که ارجاع دعاوی مربوط به آن ها موکول به تصویب هیأت وزیران است، شامل کلیه اموالی است که به یک نهاد عمومی اختصاص دارد و لذا در فرض استعلام اموال اختصاصی شهرداری ها را نیز شامل می گردد و در نتیجه در ارجاع دعاوی مربوط به این اموال نیز رعایت مقررات اصل یکصد و سی و نهم قانون اساسی و ماده 457 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی الزامی است.
برچسبها: اختلافات شهرداری با پیمانکار , وکالت در دعاوی پیمانکاری , پرداخت طلب پیمانکار , رابطه قراردادی با پیمانکار
استعلام :
در پروندههای حوادث ناشی از کار که طرفین در وجود رابطه کارگری و کارفرمایی اختلاف دارند و شاکی ادعای کارگری برای متهم و در مقابل کارفرما نیز ادعای پیمانکاری وی را مینماید، در صورت تردید، آیا اصل بر وجود رابطه کارگری و کارفرمایی است یا بر نبود این رابطه؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
با توجه به مواد 2، 3، 7، 10 و 13 قانون کار مصوب 1369 در تعریف کارگر، کارفرما، قرارداد کار و محتویات آن و نیز مقررات مربوط به مقاطعهکاری، قرارداد کار متفاوت از قرارداد پیمانکاری (مقاطعهکاری) است و مهمترین جهات تفکیک عبارت است از: 1- این دو نوع قرارداد از لحاظ نوع تعهد متفاوتند؛ کارگر نیروی کار خود را به دیگری واگذار میکند، اما پیمانکار نتیجه کار را تعهد میکند و به همین لحاظ، کارگر همواره شخص حقیقی است، اما پیمانکار میتواند شخص حقوقی نیز باشد. همچنین، تعهد کارگر همواره جنبه شخصی دارد و شخصیت کارگر علت عمده قرارداد کار است و لذا قابل واگذاری به غیر نیست و با فوت و از کار افتادگی وی، قرارداد کار منحل میشود، اما تعهد پیمانکار جز در مواردی که در قرارداد تصریح میشود و یا عرفاً به منزله تصریح در قرارداد است، جنبه شخصی ندارد و علیالاصول قابل واگذاری به غیر (پیمانکار فرعی) است و پیمانکار برای انجام کار میتواند کارگر استخدام کند و با فوت پیمانکار، تعهد وی علیالاصول به ورثه منتقل میشود. 2- این دو قرارداد از نظر وضعیت مالی نیز متفاوتند؛ کارگر در مقابل دریافت مزد یا حقوق، کاری را برای کارفرما انجام میدهد، اما قرارداد پیمانکاری لزوماً نباید معوض باشد و در صورت وجود عوض نیز، مادی بودن عوض شرط نیست. 3- این دو قرارداد از نظر نحوه نظارت و اجرا متفاوتند؛ کارگر تحت امر و نظارت کارفرما کار انجام میدهد و نظارت کارفرما بر کارگر میتواند جنبه فنی (تخصصی) یا سازمانی (اداری) داشته باشد؛ لیکن رابطه طرفین قرارداد پیمانکاری موازی است و مقاطعهدهنده صرفاً خط مشی کلی کار و نتیجه مورد نظر را تعیین میکند و در خصوص نحوه انجام کار و راههای وصول نتیجه مداخله¬ای ندارد و پیمانکار از این حیث از استقلال برخوردار است. از این رو گفته میشود کارگر به حساب کارفرما کار میکند، ولی پیمانکار به حساب خود؛ بنابراین، هر یک از معیارهای یادشده، میتواند در اثبات رابطه کارگری و کارفرمایی یا قرارداد پیمانکاری مورد توجه مرجع رسیدگی کننده به موضوع قرار گیرد و احراز موضوع و تشخیص مصداق برعهده این مرجع است. ضمناً یادآور میشود مطابق ماده 87 آییننامه آیین دادرسی کار مصوب 7/11/1391 که اجرای مقررات ماده 164 قانون کار مصوب 1369 به تصویب وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی رسیده و در مراجع حل اختلاف کار لازمالرعایه است، ارائه دلایل و مدارک بر وجود رابطه کار میان طرفین بر عهده کارگر است و مرجع رسیدگیکننده با لحاظ مستندات ابرازی، شمول مقررات قانون کار را بررسی میکند؛ شایسته ذکر است در فرضی که مستندات ابرازی وجود رابطه کاری میان طرفین را اثبات کند، ولی کارفرما مدعی باشد رابطه فیمابین، رابطه کارگر و کارفرما نبوده و مشمول مقررات قانون کار نمیباشد، باید مدعای خود را اثبات کند.
برچسبها: رابطه کارگری و کارفرمایی , وکالت در دعاوی پیمانکاری , کار متفاوت قرارداد پیمانکاری , اختلافات کارگر و کارفرما
چنانچه انجام بخشی از پروژه توسط کارفرمای کل به شرکت پیمانکار منتقل شود و در نتیجه بی احتیاطی او خسارتی به اشخاص ثالث وارد شود، خود پیمانکار مسئول پرداخت خسارت وارده خواهد بود و نه کارفرما.
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی شرکت با مدیریت عاملی آقای ف.ح. و با وکالت س.ه. به طرفیت وزارت راه و ترابری شرکت ما در تخصصی ساخت و توسعه زیر بناهای حمل و نقل کشور و شرکت مهندسین مشاور الف. نسبت به دادنامه شماره 3289 مورخ 9/12/90 که به موجب آن در مورد دعوی تجدیدنظرخواه مبنی بر مطالبه خسارت ناشی از ترکیدن لوله، به لحاظ عدم توجه دعوی قرار رد دعوی صادر شده است. دادگاه باتوجه به محتویات پرونده نظر به اینکه به دلالت اسناد و مدارک ارائه شده از سوی تجدیدنظر خواندگان، عملیات اجرای موضوع قرارداد استنادی تجدیدنظرخواه به پیمانکار واگذار شده است و به موجب قانون مسئولیت پرداخت خسارت مربوط ناشی از عدم رعایت ضوابط و مقررات مربوط به اجرای قرارداد، نسبت به اشخاص ثالث، به عهده پیمانکار می باشد. بنابراین دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین مبنا صادر شده است فاقد ایراد و اشکال اساسی بوده و تجدیدنظرخواهی با هیچ یک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق نداشته، با رد تجدیدنظرخواهی برابر ماده 353 قانون مرقوم، دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید و ابرام می شود.
برچسبها: پیمانکار مسئول پرداخت خسارت , تجدیدنظرخواه به پیمانکار , اعمال پیمانکار ساختمانی , روابط بین مالک وپیمانکار
استعلام :
به استحضار میرساند اعتبارات مالی مربوط به هر طرح عمرانی که قرار است در طی چند سال اجراء شود، به صورت سالیانه و در قوانین بودجه سنواتی تعیین و بر آن اساس تخصیص اعتبار صورت میگیرد و با اتمام اعتبارات هر پروژه در سال مربوطه و تا زمانی که در سال بعد اعتبارات جدید تخصیص داده نشود، پرداخت مطالبات پیمانکاران امکانپذیر نیست؛ از این رو برخی پیمانکاران با طرح دعوا خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ ثبت صورت وضعیت در ذیحسابی تا اجرای حکم را مطالبه مطالبه میکنند 1- آیا به مورد فوقالذکر خسارت تأخیر تأدیه تعلق میگیرد؟ 2- با توجه به ماده 522 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 چه زمانی میتوان اعلام کرد که دستگاه دولتی دارای تمکن مالی برای پرداخت مطالبات است؟ 3- در صورت استفاده دستگاه دولتی از مهلت هیجده ماهه موضوع قانون نحوه پرداخت محکومبه دولت و عدم تأمین و توقیف اموال دولتی مصوب 1365، ایا این مهلت مشمول خسارت تأخیر تأدیه میشود؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
1-2 و3) اولاً، قانون نحوه پرداخت محکومبه دولت و عدم تأمین و توقیف اموال دولتی مصوب 1365 صرفاً ناظر بر وزارتخانهها و مؤسسات دولتی است و شرکتهای دولتی مشمول این قانون نیستند. ثانیاً، طبق ماده 522 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 از جمله شرایط امکان محکومیت محکومعلیه به پرداخت دین با محاسبه شاخص سالانه بانک مرکزی، تمکن مدیون است که در مورد ادارات و مؤسسات دولتی و نه شرکتهای دولتی با لحاظ ماده واحده قانون نحوه پرداخت محکومبه دولت و عدم تأمین و توقیف اموال دولتی مصوب 1365 شرط تمکن زمانی محقق میشود که محکومبه در بودجه منظور و پایدار شده باشد. اساساً با لحاظ قسمت اخیر ماده واحده مزبور حتی در صورت تأمین اعتبار در بودجه، چنانچه مسؤول مربوطه از پرداخت محکومبه استنکاف کند، در صورت اثبات تخلف، به انفصال از خدمت دولت محکوم خواهد شد و اگر این استنکاف سبب وارد شدن خسارت به محکومله باشد، مستنکف ضامن خسارت وارده است که با این ترتیب از آنجا که کیفیت اجرای احکام قطعی علیه دولت و مؤسسات دولتی با احکام صادره علیه اشخاص حقیقی و حقوقی حقوق خصوصی متمایز و متفاوت است و اجرای حکم علیه دولت و مؤسسات دولتی منوط به تأمین اعتبار در بودجه خواهد بود، لذا مستلزم تأدیه خسارت تأخیر تأدیه نیست و ضمان خسارت وارده بر محکومله متوجه شخص مستنکف است. بدیهی است پس از گذشت مدت مندرج در ماده واحده قانون نحوه پرداخت محکومبه دولت وعدم تأمین و توقیف اموال دولتی مصوب سال 1365 صدور حکم به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه بلامانع است.
برچسبها: مطالبات پیمانکارات ازدستگاه دولتی , تاخیر تادیه ازدستگاه دولتی , اختصاص اعتبارات مطالبات پیمانکاران , دعوای مطالبات پیمانکاران دولتی
شاخصه اصلی تمایز کارگر از غیر کارگر، انجام کار توسط شخص کارگر در کارگاه با وسیله کار متعلق به کارفرماست، بنابراین شخصی که کار حمل و نقل پرسنل یک شرکت را با وسیله نقلیه متعلق به خود انجام می دهد، کارگر محسوب نمی شود و پیمانکار است.
رأی شعبه بدوی دیوان عدالت اداری
در خصوص دادخواست الف.س. به طرفیت خوانده [ادارة کار شمال شرق تهران] و در اعتراض به رأی شماره ...91/12/1 ، با توجه به شرح شکایت شاکی و دفاع خوانده و اسناد و محتویات پرونده متشکله در اداره کار و اظهارات هر یک از طرفین؛ از آنجا که آقای الف.س.کار ارائه سرویس حمل و نقل پرسنل شرکت را با وسیله نقلیه متعلق به خود برعهده گرفته است، لذا قرارداد طرفین نوعی قرارداد پیمانکاری است که پیمانکار خودش کارفرما محسوب میگردد و شاخصه اصلی تمایز کارگر از غیر کارگر انجام کار توسط شخصی در کارگاه با وسیله کار متعلق به کارفرماست در مانحن فیه، انجام کار با خودروی شخصی و تعیین مبلغی جهت استفاده از وسیله نقلیه کارگری محسوب نمیگردد، علیهذا شکایت شاکی غیروارد تشخیص، حکم به رد شکایت وی و تأیید رأی مورد اعتراض که بر این مبنا صادر شده است، صادر و اعلام میگردد. رأی صادره با توجه به اقامتگاه اعلامی ظرف مهلت 20 روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به درخواست هر یک از طرفین یا وکیل یا قائم مقام و یا نماینده قانونی آنها خواهد بود.
رئیس شعبه بیستم دیوان عدالت اداری
کلیوند
رأی شعبه تجدیدنظر دیوان عدالت اداری
با مداقه در اوراق و محتوای پرونده، نظر به اینکه دادنامه صادره از شعبه بدوی دیوان با رعایت تشریفات قانونی اصدار یافته و دلیل قانونی بر نقض آن وجود نداشته و از ناحیه تجدیدنظرخواه هم ایرادی بر مخدوش بودن رأی معترضعنه ابراز نشده است، لذا شعبه پنجم تجدیدنظر دیوان با در نظر گرفتن مراتب فوقالبیان به استناد ماده 71 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب 1392 ضمن رد تجدیدنظر خواهی، دادنامه شعبه بدوی را تأیید و ابرام میکند. رأی صادره قطعی است.
رئیس شعبه پنجم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری ـ مستشار شعبه
باقری ـ تقوی
برچسبها: تفاوت کارگر با پیمانکار , تشخیص کارگر از پیمانکار , وکیل متبحر امور پیمانکاری , اختلاف پیمانکار با کارفرما
